وقتی دلم می گیره می رم یه گوشه ایی كنج اتاق می شینم
و به سقف خیره میشم،
اینقدر خیره می شم تا یه ستاره پیدا كنم
اگه پیدا نشد،
منتظر شب می شینم
و وقتی شب شد می خوابم
اینقدر چشامو یه خواب میزنم تا یه ستاره پیدا كنم
اگه بازم پیدا نشد
منتظر صبح می شم
و وقتی صبح شد بیدار می شم
اینطوری می شه كه دلتنگی هام بر طرف می شه
نوشته شده توسط آرزو مهرابی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 6:23 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود...
امیدوارم که از وبلاگم خوشتون بیاد من از شهسوارم(تنکابن)(ضمنا با تبادل لینکم موافقم )
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY