چارلی چاپلین

من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند احساس کرده ام.

زندگی

 

زندگی مثل یک پیانوست

همان چیزی را می شنوی که می نوازی!!!

 

شریعتی

بدنیا آمده ام که انسان باشم. همین! نه فرشته و نه حیوان ... یک انسان با همه نقص ها و قدرتهایش. بر آنم که همواره از انسان بودنم لذت ببرم و دفاع کنم. چیز کمی نیست


 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 13:14 موضوع | لینک ثابت